**مقدمه**
-
تاریخ: 1391/9/9 ساعت: 0:24
بسم الله الرحمن الرحیم نام: زهرا نام خانوادگی:ص سال تحصیلی:92-1391 با تشکر از سرکار خانم احمدی وسرکار خانم بزازیان و اساتیدونویسندگان کتب مرجع مورد استفاده در این وبلاگ .
**نامه ای به امام رضا**
-
تاریخ: 1391/9/9 ساعت: 0:06
به نام خدا سلام به امام مهربانی،سلام به امام خوبی ها،از اینکه در شهر مشهد زندگی میکنم ومیتوانم هر وقت دلم خواست به زیارت شما بیایم،خدا را شکر میکنم.خوش حالم امام رضا،از تو تشکر میکنم که حاجت خاله ام را به او دادی. امام عزیز هرگاه به زیارت شما می آیم،آدم های بدحجابی را میبینم که خیلی ناراحت میشو...
**مقاله ای درباره امام رضا (ع)**
-
تاریخ: 1391/9/9 ساعت: 0:13
بسم الله الرحمن الرحیم *غریب یا غریب الغربا: این لقب را هم بدون شک بسیار شنیده اید. ممکن است تصور شود لقب((غریب)) برای امام هشتم (ع)به خاطر دوری آن حضرت از شهر پیامبر(ص) یعنی مدینه است،امّا فقط امام رضا(ع)نبود که از شهر پیامبر دور افتاده است.از بین امامان ما،فقط امام باقر(ع)وامام صادق(ع) بوده...
**شعری درباره امام رضا (ع)**
-
تاریخ: 1391/9/9 ساعت: 0:13
** بچه آهو** کاش من یک بچه آهو میشدم میدویدم روز و شب در دشت ها توی کوه و دشت و صحرا،روز و شب میدویدم،تا که میدیدم تورا کاش روزی مینشستی پیش من میکشیدی دست خود را بر سرم شاد میکردی مرا با خنده ات دوست بودی با من و با خواهرم چون که روزی مادرم میگفت:تو دوست با یک بچه آهو بوده ای خوش به حال بچه آهوی...
**داستان کوتاهی از زندگی امام رضا(ع)**
-
تاریخ: 1391/12/26 ساعت: 20:30
به نام خدا *ما همه یکی هستیم... هیچ وقت امام را اینطوری ندیده بودم. برخلاف آرامش همیشگی اش داشت دعوایم میکرد: -ساکت شو! خدای ما یکی است،پدرمان یکی ومادرمان هم یکی. اجروثواب هم که به اعمال خوب ودرست است... رفتم وگفتم همه بیایند،ازسیاه وسفید.پشت دستم را هم داغ کردم تا دیگر هیچ وقت پیشنها...
**زیارت امام رضا(ع)**
-
تاریخ: 1391/9/9 ساعت: 0:14
به نام خدا اینبار برای زیارت آمده ام... بچه که بودم . هروقت مادرم میخواست برای زیارت به حرم بره،من هم چادر سفیدی رو که برا م دوخته بود ،سرم میکردم وبا مامانم راهی حرم امام رضا(ع) میشدیم.جلوی ورودی حرم که می رسیدیم ،مادرم دست به سینه می ایستاد وبه من هم میگفت: توهم دستت رو روی سینه ات بگذار وای...